تبليغاتX
 همنورد
 

گزارش صعود به قله سه کوزان

گزارش برنامه به قلم لیلا شوشتری (یک گزارش متفاوت عالی)

( با تشکر زیاد از سرپرست محترم برنامه، خانم زهره قربانی که گزارش رو در اختیارمون قرار دادند )

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زمان برنامه 6 تا 8 خرداد 1388

مبدا صعود: روستای ونایی- شهرستان بروجرد

سرپرست: زهره قربانی

مسئول فنی: نگار تفتی

مسئول غذایی: فرشته کهنی

کوله بند : مهدیه عباسی

مسئول فرهنگی: بهاره خلیلی( خدا بیامرز)

مسئول آموزش: زهرا سهراب پور( خدا بیامرز)

گزارش نویس: لیلا شوشتری

مسئول مالی: محدثه کشاورز( ملقب به محد)

 

روز اول

امروز چهار شنبه مورخ 6/3/87 در ساعت 10:32 از دانشگاه صنعتی شریف به مقصد بروجرد  حرکت کردیم.

 ساعت 10:42، ناخن های دست و پا چک شدند، که کوتاه شده باشند و کسانی که ناخن هایشان کوتاه نبود، تهدید کردند !!
در هین حدود تغذیه توزیع شد که شامل بیسکویت و شیر کاکائو بود.

10:51 -- > صدقه از بچه ها گرفته شد(حرکت جالبی بود) !!

فعلا هیچ خبر خاصی نیست، دوستان تقریبا دوتا_دوتا مشغول صحبت کردن هستند

موضوعاث مختلف اجثماعی-سیاسی(انتخابات)

11:04 آغاز کار فرهنگی

این کار با یک آهنگ محلی (گویا کردی ) آغاز شد

برخی نمی شنیدند و برخی ها زیادی می شنیدند،

11:13 : شروع معارفه : بچه ها همه جلو اتوبوس جمع شدند که معارفه راحت تر و بهتر. انجام شوند.

مسئول فرهنگی شروع جلسه را به عهده داشت ایشون ایده زدند. قسمت اول معارفه تا 11:18 طول کشید، بعد بعلت بنزین زدن، ماشین متوقف شد، تا هم استراحتی را برای بچه ها باشد و هم تغذیه ای برای ماشین. 11:53 مجددا به حرکت ادامه دادیم. و جلسه ی معارفه ادامه پیدا کرد.

12:30 معارفه کاملا تمام شد. اما بچه ها هنوز سر جای خودشان نرفته اند. گویا در جای تنگ بیشتر خوش می گذرد. بعضی از بچه ها گفتند که در برنامه های کوه، سختی زیاد کشیده اند، اما بیشتر جذب شده اند_فکر کنم پخش نشدن بچه ها هم از این قانون تبعیت می کند.

2:57   زمان رسیدن به اراک، 3 توقف برای نماز

3:20 توقف در چمن سبز با هوای خوب و تمیز در اراک برای خوردن نهار خوشمره-استانبولی- لوبیا با هویج

3:47 حرکت به سمت بروجرد

4:5 توقف برای تعمیر ماشین

4:9 ادامه حرکت به سمت بروجرد

4:11 ادامه برنامه ی فرهنگی _ توضیح بازی مافیا

بازی مافیا با حضور 10 نفر انجام شد و سپس بازی با برد پلیس ها به اتمام رسید.

ادامه ی برنامه ی فرهنگی ، با نمایش کنسرت گروه کردی ادامه پیدا کرد.

در ساعت 5:15 ورود به استان لرستان

لازم به ذکر است، مناظر بسیار قشنگ است. دشتهای سبز همراه با جنگلهای شقایق و در سمت دیگر پر از گلهای لاله است

در ساعت5:36 مسئول فنی رشته کوه های غباری را نشان داد که رشته کوه (گرین) (گمرو-گردی) بودند 180km طولش است.

که طول بلندی برای این رشته کوه است.

در ساعت 5:40 ورود به بروجرد و توقف برای پیدا کردن محل مورد نظر

5:45 حرکت مجدد  

 ساعت 6:3 پیاده شدن برای خرید توسط مسئول خرید

6:20 حرکت مجدد

مناظر فوق العاده قشنگ هستند و با نوای ترانه بچه ها زیبا تر نیز شدند.

6:45 ورود به روستای برکت اباد. خیلی قشنگ و زیباست یه جای سر سبز که یک کوه بلند احاطه اش کرده است.

رودخانه ی "ونایی" شاهد باشد -- > منبع تعمین کل آب بروجرد است. گویا قرار است در کنار منبع این رودخانه بخوانیم.

6:55 توقف به علت بارگیری در جاده

7:02 توقف برای خریدن ماست محلی بچه ها هم پایین رفتند

7:40 شروع حرکت به سمت محل استقرار شب (تاسیسات سازمان آب)

8:40 زمان رسیدن به اسکان (تاسیسات سازمان آب)

 الان کاملا استقراریدا نکرده ایم . اما هوا خیلی خنک و لطیف است و صدای آب واقعا آرامش بخش و لذت بخش است

9:10 محل اسکان کاملا مشخص شد و همه ی بچه ها جاگیر شدند ، بعدش دیگه شلوغ-پلوغ شد .. همراهان که مشفول کارخودشان بودند و بین بقیه بچه ها تقریبا تقسیم کار شد.. زهرا جلیلی- زینب آذرمند غذا ماکارانی درست کردند _ چند نفر(لیلا-مرضیه) کاهو و گوجه فرنگی شستند بقیه هم تقریبا مشغول درست کردن سالاد الویه شدند.

مسئولین خیلی سعی می کردند، کار فرهنگی کنند اما خیلی موفق نبودند و دوباره گروه های کوچک مشغول سرگرمی های خودشان شدند

ساعت 10:30 : چایی پخش شد؛  اما چون قرار است بزودی انشا الله شام بخوریم   چیز دیگری داده نشد

حدود 11:45 _ 10:50 شام خوردیم –ماکارانی-اونم با سس ماکارانی بچه ها تو صف ایستاده بودند – زهرا جلیلی و زینب آذرمند ماکارانی می دادند و زهرا ارجمندی مسئول توضیع کاهو بودند- صف گاهی رعایت نمی شد اما خوب به همه رسید و همه راضی بودند

اول روی زمین خوردیم – اما بعدا از گذشت و گذار تو کابینت ها و پیدا کردن سفره همه رو سفره مشغول خوردن غذا شدیم..

غذا به again  کشیده شد. اما بالاخره باید ترتیبی برای شستن قابلمه ها و جمع کردن سفره ها داده شود. آقای خسروبیگی پیشنهادی دادند که در جمع 7 نفره ای که روی سفره نشسته اند، بَر بیاندازند: با دست عدد بیاورند، عدد ها را بشمرند و به هرکی که افتاد ظرف هارا بشورد. مجموع اعداد 20 شد.

زهرا جلیلی شروع کرد به شمردن :

16 - 17 -  18 .... 19 .......20

و این 20 را زهرا با فریاد گفت، چون خودش شماره 20 شد، دیگه اتاق رفت رو هوا – همه خندیدند...

خلاصه زهرا در ساعت 11:30 مشغول شستن ظرف ها شد و آقای دکتر هم زحمت سفره را کشیدند

خلاصه امشب تقریبا بر عکس شد، خانم ها چایی خوردند و آقایان کار می کردند J

هنوز کوله بندی نشدیم

11:40 کوله بندی شدیم .. ظرف ها شسته شده ، اما دیگها باقی مانده.

11:50 فرمان پهن کردن کیسه ها صادر شد – در حالیکه بچه ها مشغول شستن دندانهایشان هستند برخی در حیاط با صفا اینجا مشغول نظاره کردن ستاره ها فقط یک نفر دراز کشیده است. به هر حال 5 صبح بیدار باش است.

12:9 است. چراغ ها تقریبا خاموش شده است. بچه ها به جز 6 نفر در کیسه خواب هایشان قرار گرفته اند و صدای قهقهه گاهی بلند می شود. سرپرست و مسئول فنی امیدوارند که بچه ها هر چه زود تر در کیسه خواب های خود بیارامند و بخوابند. من دیگر خوابیدم شب بخیر. کیسه خواب تجربه فوق العاده جالبی است که پیشتر از این آن را تجربه نکرده بودم.


روز دوم: پنجشنبه

5 : بیدار باش. 5:30 – 6 پخش صبحانه (چایی و کولوچه) بعد از جمع و جور کردن و نرمش صبح گاهی 6:30 با گرفتن عکس راهی فتح سه کوز شدیم.

7:8 – 7:15 توضیحات مسئول فنی برای بهتر راه رفتن در مسیر

7:40 توقف روی صخره با منظره ی رود خانه برای خوردن صبحانه نون و کره و عسل

 8:15 شروع حرکت.

9 استراحت کنار رود خانه – آب بازی بطور شدید به گونه ای که آقای خسرو سرشار از آب شدند. سرپرست و فرهنگی خیس آب شدند بعضی ها هم که خانومانه کنار ایستاده بودند توسط ... بدجور خیس شدند.

9:15 شروع حرکت به سمت کوزان ها. شیب خیلی تند و پر از سنگریزه بود. یه صدا های می آمد که سختی های راه فراموش بشود. بالاخره مسئول فنی گفت : استراحت.

9:54 هوا خنک شده ، شربت و آب و شیرینی کشمشی توزیع شد. 10:18 پایان استراحت، شروع حرکت.

11:6 در منظره ای که کوه با اندکی برف روی آن مشاهده می شد، اسراحت کردیم. پرتقال، کلوچه و آب خوردیم.

11:28 شروع حرکت.

11:48 توقف برای پر کردن آب

12:20 رسیدن به یه نقطه ی باز  - مسئولان در حال تصمیم گیری هستند که کجا را قله اعلام کنند !!

12:30 تصمیم گیری برای مسیر

12:45 شروع حرکت

13:45 رسیدن به بالای ارتقاع

13:32 حرکت به سمت قله

14:30 رسیدن به جایی که کوله ها را گذاشتیم

14:45 حرکت به سمت قله بدون کوله

15:10 زمان رسیدن به قله – سرود ای ایران را خواندیم – پرچم گرفتیم – عکس گرفتیم

15:25 حرکت به سمت محل کوله ها برای نهار

16:00 رسیدن به محل نهار

الان مسئولین در حال تقسیم نهار- سالاد الویه هستند -  بهمون آب طالبی هم دادند.

16:15 بعضی ها دارند نهار می خورند – بعضی ها هم سرگروهشون به نتیجه ای نرسیده – بعضی ها هم چیزی به دستشون نرسیده. J

هوا خیلی خوب و لطیف، باد می آید – اما خیلی آرامش بخش است

16:42 شروع حرکت به سمت پایین ، شن اسکی

17:15 استراحت-نماز

17:35 شروع حرکت

18:40 استراحت مجدد کنار همون رودخانه ای که آب بازی کردیم – هوا خنک خوب و لطیف است. بچه ها خسته اند. (آلبالو خشکه پخش شد)

18:55 شروع مجددحرکت -- > باران زد و بعد صحنه ی فوق العاده ای دیدیم یه رنگین کمان بزرگ

19:45 آخرین توقف به صرف شربت و شیرینی کشکشی باقیمانده

20:00 حرکت به سمت اسکان

خوب بود بچه ها پایین می آیند – گاهی حرف می زدند و گاهی در سکوت

هوا تاریک شد، مسئول فنی با headlight مسیر را روشن کردند

صدای رودخانه – غرش رعد و برق – گاه بی صدا رعد – این فتح را پرخاطره و با شکوه به انمام رساند

در ساعت 21:41 به محل اسکان رسیدیم

برق نبود – فانوس را روشن کردیم – می خواستیم روشن کنیم – بعد دیدیم یه لامپ روشن شد – بچه ها خسته هستند، هر گوشه ای که پیدا کردند دراز کشیدند

لیلا-آرزو-...


روز سوم: جمعه

ساعت 7 صبح بیدار باش – همه یواش-یواش چشمشان باز می کنند، بعد کم کم متوجه می شوند که دیگه باید پاشند، سرپرست گلوش درد گرفته از بس که می گوید "بچه ها پاشید" وبه عناوین مختلف اونارو تشویق میکند مثلا بچه ها به دستشویی های خالی فکر کنید. خلاصه- همه بیدار شدند.

فرشته از صبح خیلی زود مشغول تدارکات – آب رو گاز گذاشته که گرم شه – اما برای نهار چون گاز تمام شده باید آتش درست کرد- مسئول فنی (نگار تفتی) از بچه ها می خواهد آتش درست کنند. زهرا ارجمندی و ... مشغول  شدند.

و بعد زهرا جلیلی به اونها می پیوندد – خلاصه در ساعت 8 سفره صبحانه باز شده و بچه ها نصف نان – خیار – پنیر – چای – خرما دادند که صبحانه بخورند- البته پنیر again  می شود. نهار روی آتش طبیعی در حال آماده شدن است.

بچه ها، دیگه وسایلشونو مرتب می کنند که محل را تخلیه کنیم.

از اتاق بیرون آمدیم، با زحمت آقای دکتر نسکافه طبیعی خوردیم - .. با آب جوشی که روی چوب آتش جوش آمده بود – خیلی خوب و حرفه ای درست شده بود.

بعد از اون نوبت به یادگاری  نوشتن روی پرچم قله شد – نقاشی با گواش – خطوط باریک و خلاصه خلاقیت و نبوغ _بعضی شعر می نوشتند، بعضی ها نقاشی می کشیدند، بعضی ها ساده ابراز احساسات می کردند و البته بعضی ها در فکر توطئه بودند: زهرا ارجمندی

– عکس یادگاری گرفتیم – دسته جمعی

سرپرست در طی توطئه به آب انداخته شد.به این ترتیب که همه در کنار حوض جمع شدیم و .... ، سرپرست به علت اهمیتی که داشت به لبه حوض فراخوانده شد و همه جمع شدیم که عکس یادگاری بگیریم ، غافل از اینکه  فیلم یادگاری گرفته می شود .و در یک لحظه سرپرست به حوض انداخته شد ... سپس نوبت آقای دکتر شد ... اگر چه ایشان کاملا هوشیارانه به آب انداخته شدند و کاملا خیس نشدند

بعد زهرا جلیلی به زحمت ، بعد آقای خسرو بیگی و در نهایت آقای قربانی ... بالاخره در ساعت 10:39 از محل اسکان بیرون آمدیم و بعد از حدودا 15 دقیقه که حرف عکس گرفتن و شلوغ بازی شد به مسیر دامه دادیم – و بعد از دیدن روستا و آدمهای روستایی ولذت بردن از مناظر در ساعت 11:24 به همان مدرسه ای رسیدیم که از آنجا کوله ها را اولین بار به دوش کشیده بودیم . اتوبوسمان مدت ها منتظرمان بود ...

داخل مدرسه رفتیم ... بعضی ها کلا تغییر دکوراسیون دادند و بعضی ها تا حد خوبی!

دوستان خیار شور خریدند و سوغات بردند

بعد از حدودا 30 به اصرار سرپرست   وارد اتوبوس شدیم و راه افتادیم ، رئیس فنی " نگار " گفت که حتما یادداشت کنم

از ونایی تا بروجرد 13 km است و تا کید کنم که چشمه ای در ابتدای وجود دارد که گویا منبع تغذیه است

12:30 زمان رسیدن به بروجرد

1:15 تا الان تو اتوبوس نشستیم که کباب خریداری شد

1:30 شروع حرکت به سمت غذا خوردن

1:44 رسیدن به محل دریاچه ( مجتمع فرهنگی چغا ) (نهار- برنج - کباب- دوغ )

2:45 زمان حرکت از چفا

2:52 پرت شدن گوشی " فنی" به بیرون و احتمال چند تکه شدن آن ، توسط زهرا جلیلی

2:55 پیدا شدن گوشی (گوشی اصلا آسیب ندیده بود و این واقعا شگفت انگیز بود فکر کنم جنس گوشی اش خیلی خوب بود)

387km  از بروجرد تا تهران

3:58 خروج برای شنا کردن در سد (سد خاکی)

4:45 حرکت اتوبوس از سد

4:49 سوار کردن افرادی که مسیر را پیاده آمده بودند

توی راه ، خاطره نوشتن برای یکدیگر ادامه داشت – ایده خیلی خوبی بود

5:44 نگه داشتن برای بنزین زدن

6 حرکت (تو راه بستنی خوردیم)

6:40 ورود به اراک

7:17 ارائه کار فرهنگی – بچه ها دفتراشون رو دارند می خونند

5:40 ورود به قم (همزمان با اذان مغرب )

9:15 توقف در پمپ بنزین – برای خواندن نماز مغرب – عشا محل ورود :آفتاب – مهتاب – اما مهتاب رفتیم

10:10 سوار شدن در اتوبوس –

قرار جلسه انتقادات و پیشنهادات شروع بشه اما نمی دونم چرا شروع نمیشه

زهرا جلیلی داره از صمیم قلب تلاش می کنه که با دکلمه و حرفهای ادبی آنها را وادار به اینکار کند

و البته زهرا سهراب پور خیلی در این امر به او کمک می کند

10:15 شروع جلسه

11:55ورود به تهران


 

نگارش توسط زهرا جلیلی در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله ی سیالان

گزارش برنامه به قلم آقای مهدی کلاری: (با تشکرات فراوان)

تاریخ اجرای برنامه: 13 تا 15 خرداد 1388

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

و این گونه است که ما به سیالان رفتیم


4شنبه 13 ام خرداد در اولین روزهای فرجه به سمت هنیز به راه افتادیم در ساعت 9 صبح با 21 نفر . برای صعود باید به سمت قزوین حرکت کرد و از میدان غریب کش که اولین میدان در قزوین هست به سمت الموت و معلم کلایه رفت ، جاده تا معلم کلایه اسفالت و خوب بود حدود ساعت 11.30 به قزوین رسیدیم و 13.30 به معلم کلایه که روستایی اباد بود و باید از آنجا نیسان برای ادامه مسیر گرفت ، زیرا بقیه مسیر تا هینز برای عبور اتوبوس اصلا مناسب نیست . بچه ها سریع به آماده سازی نهار پرداختن ، و ماکارانی که نهار بود سریع خورده شد و نماز را هم بعضی از بچه ها خواندن و ساعت 14.30 به نیسان سوار شدیم ، حدود 15 دقیقه در جاده اسفالته به حرکت ادامه دادیم و به جاده خاکی رسیدم که به سمت هنیز آخرین روستای این جاده می رفت . یک دو راهی هم در مسیر بود که به سمت الموت می رفت که از سمت چپ جاده جدا می شد . نیسان چند باری در راه خراب شد و ما مجبور به پیدا شدن شدیم و ساعت 17.00 به هنیز رسیدیم و همان موقع حرکت کردیم و رفتیم و رفتیم تا حدودای ساعت 9 که به دره زیر پناهگاه رسیدیم و از آب برفچال ها بطری هایمان را پر کردیم . در راه بچه ها هر از چند گاهی ریواس می کنند و می خوردند ، تا زیر پناهگاه 3 تا استراحت داشتیم و بچه ها خوب راه می امدن ، با توجه به مهتاب بودن هوا تصمیم به ادامه مسیر تا پناهگاه گرفته شد و با پیدا کردن یک پاکوب در ان شب به ادامه مسیر پرداختیم ، در ان تاریکی یک یال را اشتباه رفتیم و در یال غربی پناهگاه سر در آوردیم ، جای صاف و مناسبی برای چادر زدن بود و تصمیم به شب مانی در همان جا گرفتیم ، ساعت 11 بود که همه خسته ولی پر امید به برپا کردن چادرها و گرم شام که استمبولی پلو بود پرداختن تا 12 هم همه شام خورده به خواب رفتن .هوا خوب بود و حتی گرم !! چند نفری بیرون از چادر خوابیدن ولی یکم باد گیر بود که باید در مسیر باد می خوابیدم تا کمتر باد اذیتمان می کرد . صبح هم بچه ها هم 6 بیدار شدن و 7 هم راه افتادن ، حجم برف زیاد بود و ما ساعت 11 به گردنه رسیدیم ، در صورتی که قرار بود 9 برسیم در بدترین حالت ، باد در گردنه وزش داشت و نمی شد که مدت طولانی انجا ماند و ما تا ساعت 12 که اخرین نفراتمان امدن صبر کردیم و با قله که صعود نشده ماند چند عکس یادگاری انداختیم و به سمت پایین حرکت کردیم و اولین یخچال را سر خوردیم و تا به وینه که یک گوسفندسرا است رسیدم و نهار را که کوکو سیب زمینی بود خوردیم و باز هم استراحتکی کردیم و ساعت 13.45 بعد از 45 دقیقه استراحت به راه افتادیم و باز هم یک یخچال دیگر را هم سر خوردیم و به ابتدای مسیر پاکوب تراورسی رسیدیم و ادامه دادیم تا تراورس چند برفچال و 2 تا استراحت تا به تپه ای مشرف بر دریاسر رسیدیم در ساعت 16 . قبل از اینجا یک جا برای زدن چادر مناسب بود ولی در این تپه که ایرانسل و همراه اول آنتن می دادن به انداختن چند عکس پرداختیم و استراحتکی کردیم . و به سمت پایین حرکت کردیم و اول از چمن زار عبور کردیم و بعد وارد جنگل شدیم که هر دو دارای شیب تندی بودن و بعد هم انتهای دره رسیدیم و در کنار رودخانه به ادامه مسیر پرداختیم ، در انتهای جنگل یک کلبه بود که جای مسقفی برای شب مانی است  ، و ما بعد استراحتکی در آن کنار به ادامه مسیر پرداختیم تا به دشت فراخی رسیدم و چادر زدیم برای شب مانی ، هوا خوب بود و نیازی به چادر زدن نبود  ، ولی بعضی ها اصرار بر زدن چادر داشتن که به انها اجازه داده شد عقربه ساعت شمار روی عدد 7 بود که دستور استراحت و شب مانی صادر شد !!! و بعد کمی ماساژ ، شروع به پختن املت کردیم و در کنار آتش مشغول صحبت شدیم و چای می زدیم به بدن !!! تا ساعت 11 ، 12 این جمع ادامه داشت و بعد هم چند نفری بیرون خوابیدن و از هوای خوب دریاسر لذت بردن تا صبح . که ساعت 6 باز هم بیدار شدیم و به آماده سازی صبحانه پرداختیم و ساعت 7 هم راه افتادیم و رفتیم نرمک نرمک به عسل محله . حدود ساعت 9.30 به عسل محله رسیدیم و تا ابتدای جاده اسفالته مجبور شدیم پیدا بریم و ساعت 11 درکنار رودخانه 2هزار تنی به آب زدیم و ساعت 12 هم سوار اتوبوس شدیم و به سمت شهسوار ( تنکابن) راه افتادیم و به اصرار بچه ها نهار را حسابی خوردیم یعنی چلوکباب در رستوان امیر طوبایی و بعد از آن به سمت تهران حرکت کردیم و ساعت 10 جمعه در جلوی دانشگاه از ماشین پیدا شدیم . این گونه بود که برنامه به پایان رسید و ما آن شب در تمام خیابان های تهران اثر مناظره احمدی نژاد و موسوی را می دیدیم ، جوان های سبز پوش که همه شاد بودن و .... .

چند نکته :

·         بردن شلوار اضافه ( با توجه به سر خوردن های زیاد )

·         احتمال مه بودن در دریاسر بسیار است ، بردن قطب نما یا GPS پیشنهاد می شود .

·         فصل این برنامه میانه های مرداد ماه است .

·         بستگی به تاریخ و زمان عبور از برفچال ها عبور از آنها زمان های مختلفی می برد .

·         آخرین جایی که می شود نیسان گرفت معلم کلایه است .

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

گزارش همین برنامه به قلم آقای همایون فطرس را می توانید اینجا ببینید.


 

نگارش توسط زهرا جلیلی در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش برنامه ی صعود به قله شیرکوه - بهمن 87


سلام

گزارش برنامه ی صعود به قله ی شیرکوه (بهمن 87) (به سرپرستی نرگس موسوی و مسئولیت فنی محسن کاظم زاده) که بصورت پاور پوینت در جلسه کمیته فنی مربوطه ارائه شد، در بخش گزارش برنامه های وبلاگ قرار داده شد.





 

نگارش توسط زهرا جلیلی در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله‌ی بینالود

 نام برنامه: صعود به قله بینالود (3211 متر)

 تاريخ اجرا: 8 الی 12 بهمن‌ماه 87 (سرپرست: سروش طالبی، مسئول فنی: میثم تکلوزاده)

 دسترسی به مبدا صعود: نیشابور، روستای عیش‌آباد

 تئوری صعود:

پس از کوله‌بندی در ساعت 7 صبح مورخه 8 بهمن‌ماه، ساعت 8:15 حرکت تیم از دانشگاه صنعتی شریف با یک دستگاه اتوبوس دانشگاه به رانندگی آقایان هاشم‌زاده به سمت نیشابور آغاز شد. ناهار را در نزدیکی سمنان خوردیم و در نهایت ساعت 20:30 در نیشابور بودیم. شب در نمازخانه دانشگاه آزاد اسلامی سپری شد. زمان‌بندی صعود در روزهای 9 و 10 بهمن در زیر آورده شده است ولی ذکر این نکات ضروری به نظر می‌رسد. با توجه به خاکی بودن مسیر بعد از عیش‌آباد، جهت رفتن از نیشابور به مبدا صعود باید از نیسان استفاده نمود. ظرفیت جان‌پناه دوشهید حداکثر 30 نفر است که در کنار آن می‌توان چادر هم زد. همچنین در صورت صاف بودن هوا بعد از کتل نردبانی، جان‌پناه و قله به خوبی مشاهده می‌شوند.

 زمان‌بندی صعود

9 بهمن:

4 بیدارباش،5:40 حرکت به سمت مبدا صعود،7:20 مبدا صعود، 8:20 پای کتل نردبانی، 9:30 دیده بان، 11:15 جان‌پناه، 12:15 حرکت به سمت قله، 13:20 ناهار، 15 گردنه، 16:15 قله، 18:45 جان‌پناه

10 بهمن:

7 بیدارباش، 8:15 حرکت از جان‌پناه، 10:30 پای کتل نردبانی، 11:20 کنار نیسان، 12 نیشابور

 پس از ناهار از مقبره خیام و عطار بازدید کردیم و سپس به سمت مشهد رفتیم که در ساعت 16 مشهد بودیم. شب نیز پس از استراحت و استحمام، حرم امام هشتم را زیارت کردیم. صبح روز 11 بهمن برنامه بازدید از آبشار اخلمد بود که یخ چندانی برای دیدن نداشت. پس از صرف ناهار به سمت توس رفتیم و از مقبره فردوسی بازدید کردیم و نهایتاً ساعت 16:30 مشهد بودیم. روز آخر نیز در مسیر برگشت به تهران طی شد که این زمان در اتوبوس به بحث و بازی گذشت.

 لوازم مورد نیاز برای برنامه

کوله 60 به بالا، کیسه خواب (مناسب  جهت شب‌مانی زمستانه)، شلوار و لباس گرم (ترجیحاً پلار)، شلوار و لباس بادگیر (ترجیحاً گرتکس)، کفش مناسب کوه زمستانه يک روزه (نیمه سنگین)، جوراب پشمی (2 جفت)، کلاه (ترجيحاً کلاه طوفان)، دستکش (2 پوش)، گتر، عينک UV، کرم ضدآفتاب (SPF 30 به بالا)، فوم، هد لامپ، قاشق، بشقاب، لیوان، ...، بطری آب (5/1 لیتری)، لوازم شخصی برای روزهای پس از کوه)

 دسترسی به آب:

در 100 متری جنوب غرب پناهگاه و در تمام مسیر قبل از کتل نردبان

 آنتن دهی موبايل:

از بالای کتل (دیده‌بان) به بالا (البته آنتن‌دهی برای sms مناسب بود تا تماس)

 نقاط G.P.S. مسیر:

فایل GPS برنامه رو از اینجا دانلود کنید.

فایل KML برنامه رو از اینجا دانلود کنید.

 

در پایان از راهنمایی‌های آقای امین‌الرعایا (رئیس هیئت کوهنوردی نیشابور) کمال تشکر را داریم.

 

اطلاعات بيشتر:

ميثم تکلوزاده  09133974047

takalloozadeh(at)gmail.com

 


 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش تصويري پیمایش خط الراس ورارو به چپکرو (ناندل به یالرود)

تاریخ اجرا: ۱۲ تا ۱۵ تیرماه ۱۳۸۷

به قلم دوست عزیز و گرامی و سرپرست محترم برنامه‌، جناب آقای محسن خان کاوه. البته یه قسمتای خیلی کوچیکی رو موقع تایپ با اجازه‌ی خودش تغییر دادم

به سوی یال داغ

روز اول : چهارشنبه (12/4/87)

تيم چهار نفره­ي ما، قيصر­، حميد، مجتبي و محسن حركت خود را ساعت 16:15 از ترمينال شرق و از طريق اتوبوس تعاوني 2 (نفري3500) به سمت آمل آغاز كرد. مقصد ما روستاي ناندل، همان مبدا دماوند شمالي بود. نزديكيهاي وانا بود كه اتوبوس خراب شد و حدود يك ساعتي از زمان...(ادامه مطلب)


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش دماوند شمالی

سلام

 این گزارش یه کم با بقیه فرق داره. خیلی به عنوان گزارش فنی نوشته نشده. قلمش هم جالبه. با قلم میلاد آقازاده باید آشنا باشین! به نظرم اومد به خاطر جریاناتی که توی برنامه‌اش پیش اومده، میتونه براتون جالب باشه.

صعود انفرادی یک روزه به دماوند از جبهه شمالی.

اگه دوست داشتین میتونید از اینجا بردارید.


 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش برنامه هفت خوان

هفت خوان(سوزن سر، 4537)

تاریخ 6 تا 9 شهریور 87

  همایون فطرس(سرپرست)، محمّد محسن کاظم‌زاده(مسئول فنّی)،


ادامه مطلب

 

نگارش توسط در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله دماوند شمال شرقی

 

سرپرست: الهه فرشادي elaheh_farshadee[at]yahoo.com

مسئول فني: مجتبي محمودي 09192225373 mahmoudi_d[at]yahoo.ca

تاريخ اجرا : 15 تا 18 مرداد 87 (بعد از ظهر سه شنبه تا جمعه شب)

پيش برنامه: قله‌ي کمانکوه.



ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله شاه البرز

با تشکر از سرپرست و مسئول فنی محترم برنامه که زحمت کشیدند و این گزارش رو آماده کردند.

 سرپرست: زهرا سهرابپور

مسئول فني: مرضيه كرمي

براي خواندن گزارش به ادامه مطلب برويد.


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله سبلان

تاریخ اجرا 18 تا 21 تیرماه ۸۷

سرپرست: انیس داودی

برای دیدن گزارش کامل به ادامه‌ی مطلب بروید.


 


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به کلون بستک

ببخشید که با تاخیر.

با تشکر از سرپرست که گزارش رو نوشتند.

 

تاریخ اجرا: ۱۶ و ۱۷ اسفند ۸۶

سرپرست : نرگس السادات موسوی

برای دیدن گزارش کامل به "ادامه‌ی مطلب" بروید.


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به چهل چشمه

تاریخ اجرا ۱۱ تا ۱۳ اردیبهشت ۸۷

سرپرست: راحله داودی

برای دیدن گزارش کامل به ادامه‌ی مطلب بروید.


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله ی دالاخانی

تاریخ اجرا : ۲۳ الی ۲۷ بهمن ۸۶

سرپرست: بهاره خلیلی

برای دیدن گزارش کامل به "ادامه‌ی مطلب" بروید


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


گزارش صعود به قله ی ناز

تاریخ اجرا : ۷ و ۸ دی ماه ۸۶

سرپرست: مجتبی محمودی

برای دیدن گزارش کامل به "ادامه‌ی مطلب" بروید.


ادامه مطلب

 

نگارش توسط مدیر وبلاگ در موضوع گزارش برنامه ها | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting